خبر ناخوشايندي بود. مثل همه خبرهايي كه ما را تكانمان ميدهد، سوگوارمان ميكند و زخمي عميق به جانمان مياندازد. «درگذشت یکی از قدیمیترین روزنامهنگاران ایران» اين تيتر خبر بود ولي نميشد حدس زد كه قرار است خبر درگذشت آقاي «پرویز چاردولی» عزيز، روزنامهنگار و منتقد هنری را بخوانيم. او هم رفت. «چاردولي» كه نگارنده در روزهاي اول شروع به كار در مطبوعات از او خيلي آموختم، شامگاه سه شنبه بر اثر ایست قلبی در بیمارستان میلاد تهران درگذشت، در حالي كه روزگاري نميشد حدس زد اين قلب پرتوان و پرتپش و البته مهربان كه لحظه لحظه با خبر و حرف و سخن همراه و عجين است، روزگاري اينگونه قرار است بايستد.
در اين چهار، پنج سال در همه زمينههاي فرهنگي، هنري آدمهاي نازنيني را از دست دادهايم و «دست روزگار» ما را به پاي نظاره اين سفرهاي پشت سرهم، نشانده است. خيلي دوست داشتم در ستون «قهوه ترك» روزنامه «امتياز» با او به عنوان يك قديمي سردوگرم چشيده صحبت شود كه قطعا اين گفتوگو خيلي خواندني ميشد اما فرصت دست نداد. شايد ما هم دير به ياد آقا پرويز افتاده بوديم. درست مثل رسانههايي كه خيلي دير فهميدند او «يكي از قديميترين خبرنگاران و روزنامهنگاران» ماست. افسوس كه نشد از او و خاطراتش بيشتر بدانيم همچنان كه نشد از تجربه و توانايياش در رسانهها استفاده بيشتري بكنيم. خدا رحمتش كند.


